حسن مرسلوند

15

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

چو تو رفتى و كس جايت نگيرد * فقيد بىهمالى ، افصح الملك ز عمرت شصت و دو چون رفت رفتى * قتيل ماه و سالى ، افصح الملك كنون در ماتم تو سوگواريم * من و يزد و اهالى ، افصح الملك ملك چون از تو مىپرسد شهادت * به جد خود ببالى ، افصح الملك چو جستم سال تاريخ وفاتت * در اين آشفته حالى ، افصح الملك تو خود گفتى و بعد از تو شكوهى * بگفتا : « جات خالى ، افصح الملك » [ 1 ]

--> [ 1 ] م : 1 - مجلهء وحيد ، شمارهء يك .